نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
شهریارمون میگفت:«جواتی! ما از آقامون سعدی نظربازتر و زبان باز بودن مگه داشتیم تو فارسی؟»
گفتم:«نه والا! روی دستش هم نیاد»
ادامه داد:«یک همچنین کسی میگه: هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم / نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم. می دونی چه میخوام بگم؟ میخوام بگم که آدم دلش میخواد مستوری بکنه، ولی نمیشه. عشق اگر عشق باشه، مستوری نمیشه کرد. بفهم!»
+ نوشته شده در 14 Nov 2016 ساعت توسط ج و ا د
|