خدا بیامرزه همه گذشتگان را و همه اونهایی که دستشون از این دنیا کوتاهه، مخصوصا خان دایی ما را. نور به قبرش بباره! یک روز که خیلی شاکی بود و کارد میزدی به رگش خون در نمیومد، افتاده بود به حرف زدن و نصیحت کردن. میگفت: « این دوره زمونه هر بچه ای چاقو گرفته دستش و برای خودش لاتی شده. جوان احمق، چاقو را تا دسته کرده تو شکم بچه مردم و کشته اش. آخه تو که بلد نیستی چاقو بزنی، غلط می کنی چاقو می‌گیری دستت!» خدا بیامرز یک دستی به کله براقش کشید و ادامه داد: «دایی جون! زمان ما اینجوری نبود. 10 نفر آدم با قمه می افتادند به جان همدیگه و کسی "رو به قبله" نمی‌شد. بلد بودند دایی جون. خونی مالی می‌شدند و خط خطی، ولی کسی نمی‌مرد.»

راست می گفت خدابیامرز. تو ورزش های رزمی هم داستان همینه. از روز اول می چسبوننت به دیوار و حسابی مشت مالی می‌کنندات. پوستت باید زود کلفت بشه. ولی باید چند ماه بمونی و مولکول های هوا رو مشت مالی کنی تا بگذارند مبارزه کنی و با مشتِ تمرینی بکوبی تو بدن حریفت. باید یاد بگیری کِی و کجا بزنی که ناقص نکنی حریف تمرینی ات را، که فردا هم بتونه بیاد و ازت کتک بخوره، والا که دو روزه باید در باشگاه را بست.

میخوام بگم که کتک خوردن و ناله نکردن خیلی هنر نیست، ولی درست کتک زدن خیلی هنر است. این قضیه کاملا قابل تعمیم است.