فقط برای ثبت در تاریخ
بدون هیچ تردیدی در حال سپری کردن بدترین دوران زندگی ام از لحاظ زندگی و روابط اجتماعی هستم. یکی از موفق ترین آدم ها در محیط کار هستم و درآمد بسیار خوبی هم دارم ولی در روابط اجتماعی بطور عجیبی ساکت شده ام و بی تحرک.
من یکی از رفیق بازترین بچه های جنوب شهر بودم و همیشه دورم پر بود از رفیق و رفیق بازی. برام شرایط این روزها اصلا قابل درک نیست. ایرانی های فرهیخته و خوبی اینجا هستند و رفیق های کمی هم اینجا ندارم ولی نمیدونم چرا نمی تونم باهاشون بشینم و حرف بزنیم ، به غیر از چندتای خاص نمی تونم با خیلی ها ارتباط برقرار کنم. حرفی برای گفتن ندارم.
احتمالا اقتضای سن باشه و شرایط من که کمی با همسن و سال های خودم در اینجا متفاوته. هرچی هست عجیبه و نا ملموس برای من. فعلا که سرم را با کتاب گرم کردم و تا ببینیم چی پیش میاد. اینجا هم نوشتم که بمونه که سالیان دیگه یادم باشه چه روزهایی داشتم.