فقر

 در مورد این ویدیو

شک ندارم که هیچ چیزی مثل فقر آدم‌ها رو زود بزرگ نمیکنه. آنقدر زود بزرگ میکنه که یک دختری که هنوز پانزده سالش هم نشده بار یک خانواده رو روی دوشش میکشه و جوری حرف میزنه که آدم سی ساله پاهاش میچسبه روی زمین و نفسش بالا نمیاد.

تازه این که خیلی هم بد نبود. سال‌ها پیش یک خانواده رو میشناختم که پدر خانواده تو جنگ تحمیلی شیمیایی شده بود و دکترها هم جوابش کرده بودند. دولت هم دیگه ازشون حمایت مالی نمیکرد. توی دهات های ورامین زندگی می کردند و یک خونه چهل متری داشتند. روزی که پدر خانواده فوت میکنه(شهید میشه) اولین حرفی که دختر ده ساله خانواده میزنه این بوده که: "مامان! قبر قسطی هم می‌فروشند؟". چی میشه گفت؟

عشق و نفرت، صلح و جنگ، فقرو ثروت، دوستی و دشمنی و خیلی چیزهای دیگه همه جای دنیا ریخته این روزها. این "شیردختری" که تو این ویدیوی نسبتا قدیمی میبینید هم احتمالا آنقدر بعد از این ویدیو بهش رسیدند که نظرش در مورد خدا کمی عوض شده باشه ولی هنوز خیلی ها هستند که درمونده "جبر طبیعی" هستند. "جبری" که می تونست یقه هرکدوم از ما رو بگیره.  من دلم روشنه که نسل جدید، یک روزی کارهای بزرگی تو ریشه کنی فقر تو ایران می کنه.

شهرزاد

این سریال شهرزاد چقدر خوبه خدایی

نکنید اینکار راعزیزان

در حاشیه کنسرت امشب کیهان کلهر و اردال ارزنجان:

• زوج گرامی این نوشته با تقریبا 30 دقیقه تاخیر و در اواسط کنسرت تشریف آوردند و طبیعتا من نیز بایستی با کج و راست کردن خودم راه را برایشان باز می کردم که متاسفانه در کنار من بنشینند. 
• بوی عطر شدید خانم گرامی آنچنان تند بود که در همان ابتدا گلویم را شدیدا به خارش انداخت. نکنید اینکار راعزیزان! به کنسرت و سینما و یا هر جمعی که غریبه ای باید برای مدت خوبی در کنار شما باشد می روید، عطر تُند نزنید. 
• از همان ابتدا، آقا و خانم محترم در مورد هر نُتی با هم بحث و تبادل نظر می کردند. نکنید اینکار را عزیزان! در سالن‌های نمایش و کنسرت با بحث های بی مورد تمرکز دیگران را به هم نزنید.
• آقای گرامی که در کنار من نشسته بودند هر چند دقیقه در لیوان آبشان را باز می کردند، به دلبرشان تعارفی می زدند و آب می نوشیدند. طبیعتا هم بعد از چند دقیقه برای رفع حاجت، من را دوباره کج و راست کردند که بروند و بیایند که دوباره بتوانند آب بنوشند. نکنید اینکار را عزیزان! به خدا سالن کنسرت محل خورد و خوراک نیست.
• خانم گرامی هم که نمی دانم(!) چرا در این سرمای کالیفرنیا گرمشان شده بود، با بادبزن دستی شان مرتب خودشان را باد می زدند و با هرحرکت دستشان، صدای النگوهایشان نتی به نت های کمانچه آقای کلهر اضافه می کرد. نکنید اینکار را عزیزان! ما برای شنیدن صدای زنده موسیقی می آییم، نه صدای متعلقات شما. 
• بدون توجه به تذکر مسئول سالن که در ابتدا فرمودند کسی فیلم نگیرد، آقای گرامی مدت خیلی زیادی مشغول فیلمبرداری با گوشی آخرین مدل شان بودند. نکنید اینکار را عزیزان! به خدا هیچ چیزی – برای من - مثل فیلم بردای با گوشی موبایل یا چک کردن ساعت با گوشی موبایل در کنسرت ها و تئاترها و کلا سالن های تاریک آزار دهنده نیست. جدیدا هم که مد شده است دوستان "آی پد" می آورند برای ثبت خاطرات. باور کنید هرچیزی که ارزش تکرار داشته باشد، در حافظه شما ثبت خواهد شد. لطفا با خودخواهی‌تان، باعث آزار و برهم زدن تمرکز دیگران نشوید.
• سوای همه این موارد، یکی از بهترین کنسرت های "بی کلامی" بود که تا کنون رفته ام. اگر این کنسرت در اطرافتان برگزار شد، حتما بروید. عالی بود.