خدا رحمت کنه. از بازی رفت بیرون!

اوایل صبح بود و نمیدونم برای چه کاری تَرکِ موتور عمو کوچیکه نشسته بودم و تو بیست متری اتابک تهران داشتیم جایی می‌رفتیم. عادتم بود که وقتی روی ترک موتورش می‌نشستم، سرم رو میزاشتم روی شونه‌ش و اونم تو حین موتور سواری با صدای بلند برام می‌خوند. چند دانگی صدا داشت و هنوزم بد نیست صداش. کلا تا وقتی که من ایران بودم نصف موتوری‌های ایران آواز می‌خوندند و موتور سواری می‌کردند. اکثرشون هم - مثل عموی من - از خانم هایده می‌خوندند. کلا سوار موتور که باشی انگار چیزی غیر از هایده – و گاها هم داریوش- نمیشه خواند. نور به قبرش بباره، همچین پوست بر استخوان چسبیده هم نبودند خانم هایده، ولی آهنگ هاش هنوز هم محبوبترین آهنگ‌های قشرِ پوست بر استخوان چسبیده  جامعه است. بگذریم.

 سوار موتور بودیم و تو عالم خودمون که دیدیم ملت جمع شدند و خیابون رو بستند. عمو زد کنار و به یکی گفت: «چی شده داداش؟» فرمودند: «یک موتوری تصادف کرده و رفته زیر چرخ‌های اتوبوس. له ِله شده مادر مرده.» عموی ما هم در حین اینکه داشت میزد تو دنده‌ی یک موتور که راه بیفته، گفت: «خدا رحمت کنه. از بازی رفت بیرون!» همین. نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر.

بیست سالی باید گذشته باشه از اون روز، ولی هنوز هم این حرفش مونده تو مخ من: "از بازی رفت بیرون". بعضی وقت‌ها این فلسفه‌ها و درس‌های "ترکِ موتوری" و "قهوه‌خونه‌ای" زورشون به هرچی کتاب خونده شده است می چربه لعنتی. عملیش با تئوریش- به قول قدیمی‌ها - "تومنی دوزار" فرق داره این زندگی. 

مرهم

"مرهم: [ م َ هََ ] (ع اِ) آنچه بر جراحت نهند. معرب است یا مشتق از رِهمة است به معنی باران ضعیف ، بسبب نرمی آن..."
عبارت بالا تعریف کلمه "مرهم" در لغت نامه دهخدا می‌باشد که ریشه در کلمه‌ای به معنی "باران ضعیف" دارد. جستجویی در دیوان شعرای قدیمی کردم تا بفهمم "مرهم" از کجا به معنی امروزی آن تبدیل شده است که تتیجه ای حاصل نشد.

معنا و ریشه بعضی کلمات و سیر تحول معنایی آنها در زبان فارسی بی نظیر و بسیار شاعرانه است. رفقا! پیشینیان ما سخت عاشق و شاعر بودند.

تحلیل آماری اشعار غزل سرایان برجسته زبان فارسی

مدتی بود که در فکر یک تحلیل آماری ساده از اشعار بزرگترین غزل سرایان فارسی بودم. علاقه داشتم (و کماکان دارم) که مقایسه ای –هرچند ساده و سطحی در ابتدا- مابین غزاسرایان بزرگ فارسی انجام دهم. مجالی دست داد و در رکاب یار همیشه موافق -پایتون- جسارتی کردیم به ساحت بزرگان ادب فارسی و نتیجه آن شد که در ادامه مطلب خواهید دید. این گزارش صرفا یک تحلیل ساده آماری برگرفته از ذهن مشوش و کنجکاو یک علاقمند قند پارسی می‌باشد. بدون تردید ایرادهایی دارد که سعی می‌کنم در تحلیل های بعدی برطرف کنم. نظرات گرامیتان را به دیده منت خریداریم. روی ماهتان را هم همین ابتدای کار می‌بوسم.

1-      شاعرانی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته اند –با ذکر تعداد غزل در داخل پرانتز- عبارتند از: حافظ (494)، سعدی (636)، عطار (851)، مولانا (3197)، سنایی (434)، عراقی (304)، سلمان (386)، خاقانی (400) و شهریار (159). بعضی از این شعرا دارای غزل‌های بیشتری می‌باشند، ولی این تمام چیزی بود که من توانستم از اینترنت دریافت کنم. تمام اشعار از سایت گنجور وبطور خودکار و با نوشتن یک برنامه کامپیوتری گرفته شده‌اند(اسکریپ شده‌اند).

 

2-      تعداد ابیات: غزل را حدیث عشق و سخن عاشقانه گفته‌اند و حد مناسب تعداد ابیات راهم بین 6-10 در هر غزل فرموده‌اند. در اولین گام میانگین تعداد ابیات غزل‌های هر شاعر و انحراف از معیار آنها(اعدا داخل پرانتز) را ارائه می‌کنم: حافظ: 8.4 (1.8)، سعدی: 9.8 (2.2)، عطار: 11.1 (3.5)، مولانا: 10.7 (5.5)، سنایی: 8.4 (3.4)، عراقی: 9.7 (3.1)، سلمان:8.07 (1.8) خاقانی:8.7 (2.5)، شهریار: 9.5 (2.3). اعداد بالا تعادل  بسیار بالای حافظ و سلمان در رعایت تعداد ابیات در غزل را نشان می‌دهد. من به سهم خود کمتر غزل مستحکم بالای 10 بیت از شاعری را دیده‌ام. سخن عشق را کوتاه و موجز فرموده اند.

 

3-      تحلیل ردیف:  با اینکه غزل فارسی و بحرهای آن دِین زیادی به زبان عربی دارند، ولی ردیف ویژگی منحصر بفرد شعر فارسی می‌باشد و در زبان عربی وجود ندارد. ردیف سایه بزرگی به معنای کلی غزل می اندازد و کار شعر سرودن را گاها کمی هم دشوار می‌کند. برای مثال تمام غزل‌های حافظ با ردیف "آمد" شاد هستند. در اولین مرحله  برای هر شاعر دو عدد گزارش می‌شود: 1- درصد غزل‌های ردیف‌دار و 2- درصد ردیف‌های متمایز که در داخل پرانتز آمده است. نتایج به این صورت می‌باشد:  حافظ: 59% (69%)، سعدی: 35% (60%)، عطار: 71% (61%)، مولانا: 42% (49%)، سنایی 56% (54%)، عراقی: 37% (77%)، سلمان: 39% (67%)، خاقانی: 68% (84%)، شهریار: 57% (90%). چند نکته جالب در این قسمت برای من وجود دارد. اولی تعداد غزل‌های ردیف‌دار حضرت سعدی است که از تمام شعرا کمتر می‌باشد که می‌تواند بیانگر بی تکلف بودن شعر سعدی باشد و دومی غزل های عجیب مولانا است که گاها ردیف‌هایی با 5 کلمه(!) در شعر حضرت یافت می‎‌شوند (غزلهای شماره 219، 575، 559، 82، 2850 و 876 در سایت گنجور).

 

 

4-      تحلیل تعداد کلمات در هر بیت: در این قسمت میاگین تعداد کلمات در هر بیت و انحراف معیار آنها(اعداد داخل پرانتز) محاسبه شده است. توجه شود که در این قسمت، حروف اضافه و حروف ربط مورد شمارش قرار نگرفته اند. اعداد محاسبه شده برای هر شاعر عبارت است از:  حافظ: 11.8 (1.2)، سعدی:10.8 (1.5)، عطار: 10.7 (1.8)، مولانا: 11.8 (2.1)، سنایی: 11.5 (2.1)، عراقی: 10.9 (1.9)، سلمان: 13.1 (1.3)، خاقانی: 11.20 (1.9)، شهریار: 12.2 (1.4). نکته جالب طول ابیات حضرت سعدی می‌باشد که به طور میانگین یک کلمه از حافظ کمتر است و همچنین انحراف معیار پایین حافظ می‌باشد که نشان می‌دهد  اشعار حافظ غالبا در اوزانی سروده شده اند که طول نسبتا برابری دارند و کمتر غزلی با تعداد کلمات خیلی زیاد(کم) در هر بیت در دیوان حافظ مشاهده می شود.  

 

5-      تحلیل تکرار کلمات مشابه در بیت: یکی از نکاتی که نمایانگر دقت، وسواس و تسلط شاعر در بیان شعر می‌باشد عدم تکرار یک کلمه در یک بیت می باشد. در این قسمت میانگین تعداد ابیات با کلمه تکراری در هر غزل و درصد غزل‌های بدون حتی یک بیت با کلمه تکراری (اعداد داخل پرانتز) برای هر شاعر محاسبه شده است که به این صورت می‌باشد(حروف اضافه و حروف ربط مورد بررسی قرار نگرفته‌اند): حافظ: 1.39 (27%)، سعدی:2.57 (9%) عطار:3.86 (2%)، مولانا:4.86 (3%)، سنایی:3.35 (6%)، عراقی: 2.91 (8%)، سلمان: 3.53 (3%)، خاقانی: 3.17 (8%)، شهریار: 3.01 (6%). تفاوت حضرت حافظ با بقیه شعرا بی نظیر می‌باشد. در27% غزل‌های حافظ هیچ کلمه‌ای پیدا نمی‌شود که در یک بیت دو مرتبه تکرار شده باشد. رتبه دوم این معیار به حضرت سعدی با 9% می‌رسد. تفاوت بی‌نظیر است. برای مثال به این بیت از حضرت حافظ -که در شرح شوق آقای حمیدیان هم به آن اشاره شده است- توجه فرمایید: آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست---هرکجا هست خدایا به سلامت دارش.  تمام کلمات از دایره لغاتی است که در مورد سفر استفاده می‌شود و هیچ کلمه‌ای هم دوبار استفاده نشده است و به این زیبایی کنار همه گنجانده شده اند. بی دلیل نیست که از بین هزاران شعر سروده شده در مورد سفر، این بیت از حافظ در خاطره ها مانده است. زمان قاضی خوبی است!

 

6-      تحلیل تعداد کلمات متفاوت در هر غزل: در این قسمت میانگین درصد کلمات تکرار نشده در هر غزل و انحراف معیار آن(اعداد داخل پرانتز) محاسبه شده است. حروف اضافه و حروف ربط مورد بررسی قرار نگرفته‌اند. اعداد محاسبه شده برای هر شاعر عبارت است از: حافظ: 88% (5%)، سعدی: 86% و(5%)، عطار: 77% (7%)، مولانا: 78% (7%)، سنایی:80% (7%)، عراقی:76% (8%)، سلمان:78% (7%)، خاقانی: 82% (7%)، شهریار:84% (6%) . اعداد حافظ و سعدی بی نظیر می‌باشد. جالب اینجاست که پایین ترین انحراف از معیار هم متعلق به این دو شاعر بزرگ است که نمایانگر دقت و تسط آنها به کلام می‌باشد.

 

7-      کلمات پربسامد: در این قسمت پنج کلمه پر بسامد (منهای حروف اضافه، ربط، ضمایر و تخلص) هر شاعر ارئه می شود: حافظ: (دل، سر، می، باد، خوش)، سعدی: (دل، سر، دست، دوست، عشق)، عطار: (جان، دل، سر، عشق، یک)، مولانا: (جان، دل، عشق، سر، می)، سنایی :(دل، عشق، جان، سر، دو)، عراقی:(دل، جان، سر، غم، یار)، سلمان: (سر، دل، جان، چشم، گل)، خاقانی: (دل، جان، سر، عشق، غم)، شهریار: (دل، سر، شب، چشم، عشق). غزل را سخن عاشقانه گفته اند و پربسامدترین کلمات بزرگان غزل نیز مهر تاییدی بر آن است. نکته بسیار جالب این کلمات برای من "باد" در شعر حافظ و "دوست" در شعر سعدی است. بسامد "شب" نیز در گذر زمان به غزل فارسی اضافه شده است، تا کی "سحر" برآید...

 

این داستان احتمالا اگر عمری و فرصتی باشد ادامه خواهد داشت.