محمد اقبال لاهوري هميشه دير به مدرسه مي رفت. يك روز كه مثل هميشه دير به مدرسه رسيده بود، مدير مدرسه با ناراحتي مي گويد:«اقبال! تو هميشه دير مي آيي». اقبال نيز بلادرنگ مي گويد:«آقا! اقبال هميشه دير مي آيد...»

دقيقا يادم نيست اين را كجا خواندم، ولي خوب يادم است كه با مداد و كنار متن نوشتم:"اما مي آيد"...