یک مدت میشه بدون هیچ دلیلی این شعر افتاده توی دهنم: 

و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر      شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد

پشت ماشین و در حین دانندگی  بلند بلند میخونمش و تکرار میکنم. مثل دیوونه ها.